صفحه اصليفروشگاهفروشندگانبازاريابيدرج بنر ويژهاخبار و مقالات ايستگاه آگهيآگهي دهندگانتالار گفتمانتماس با مادرباره ما

 

 سایر صفحات > 
1


همینجوری رستورانها معروف میشن تو خارجه یحتمل

همینجوری رستورانها معروف میشن تو خارجه یحتمل

بعد سه روز بیماری و کوفت شدنِ مسافرت گفتیم یه جای خوب بریم، بچه ها پیشنهاد دادن که بریم یه رستوران خوب و یه شام باکلاس بخوریم، صاحب هتل اهل ترکیه بود، رفتیم بهش گفتیم این خراب شده بهترین رستورانش کجاست ما بریم؟ گفت پولش براتون مهمه؟ گفتیم حالا نه زیاد فقط جای خوب باشه، گفت بهترین رستوران اینجا رفیقمه می برمتون اونجا هم غذاش عالیه هم موسیقی زنده و سن رقص و اینا داره فقط گرونه که من تخفیف می گیرم براتون، گفتیم رحمت به امواتت، قر...ادامه مطلب     امتیاز: 10     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت هفتاد و هفتم

خواب گل سرخ - قسمت هفتاد و هفتم

بعضی وقت ها زمان ، زود می گذرد ، آنقدر که ناگهان می بینی مهلتت تمام شد ! بعضی وقت ها ، زمان ورق نمی خورد ، ساعت جلو نمی رود ، عقربه ها همه شکسته اند و انگار سال هاست که در جوانی پیر شده ای یا به سنگی ، صخره ای ، دریایی بدل شده ای... نمی دانی چند سال داری ! من حس دوم را داشتم... نمی دانستم از کجا آمده ام و به کجا می روم ! در ماشین محسن به سمت خانه ، فکر می کردم ، یعنی این مرد ، شوهر من است ؟ یعنی ما داریم به جایی ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت هفتاد و هشتم

خواب گل سرخ - قسمت هفتاد و هشتم

گفت : آره ، ولی الان نمی تونم توضیح بدم. خواهش می کنم یه چند دقیقه تنها باش ، درم از تو قفل کن. گفتم : کلید اینجارو که همه دارن ! گفت : من در می زنم و صدات می کنم ، صدای منو که می شناسی ! گفتم : خب ، من گیج شدم ، یعنی مادر منو دزدیدن ؟ برای چی ! گفت : هدفشون مادرت نیست... من دقیق نمی دونم جریان پول ، راسته یا نه ! اما بوی کثیفی می شنوم... حدس می زنم که می خوان چیکارکنن. می دونی ، اونا یه ذره هیپنوتیزم بلدن ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت هفتاد و نهم

خواب گل سرخ - قسمت هفتاد و نهم

ذهنم درگیربود ... نمی فهمیدم چطور این مرد به خودش اجازه داده که بی اجازه ، وارد خانه ی ما شود ! دیگر فرصتی برای فرار یا تلفن به پلیس نبود. گفتم : اینجا چیکار می کنی ؟ چرا بی اجازه اومدی تو ؟ مادرم کجاست ؟ گفت : رفته یه کم تفریح ، بده مثلا بره مشهد ؟ دلش گرفته بود ، مریم بردش زیارت. گفتم : ممکن نیست ! وگرنه به من می گفت و داروهاشم می برد... کجا بردینش بی دارو ؟ حالش بده ! تو چرا اینجایی ؟ گفت : اومدم پا...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت هشتادم

خواب گل سرخ - قسمت هشتادم

حامدگفت: بیا برو بیرون . فرار کن. اگه به من اعتماد نداری، راه باز ، جاده دراز! من فقط یه نامه از طرف مادرت آورده بودم، گفت نمیخواد تلفنی باشه ! میخواد برات یه چیزایی بنویسه ! معلوم بود که دروغ می‌گفت! دیگر هرگز به او اطمینان نداشتم. کسی که یکبار بی اجازه ، وارد خانه ی من شود ، برایم تمام است .حتی اگر رییس مملکت باشد! به طرف در راه افتادم که بیرون بروم از کنارش بی توجه رد شدم. از پشت سر ، شالم را گ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت هشتاد و یکم

خواب گل سرخ - قسمت هشتاد و یکم

حامد گفت : فکر کردی احمقم ؟! تو کفش اسکیت بپوشی غیب میشی... شده از بالکن بپری بالا ! یا روی دیوار راه بری! الانم اگه زود نجنبیده بودم ، از این در رفته بودی بیرون. نه ، یا به من میگی که برادرت ، پولارو کجا گذاشته یا من و تو موقتا ، یه عوالمی با هم خواهیم داشت... البته بهت قول نمیدم که... گفتم : پاتو از قفسه ی سینه م بردار. گفت : اینم یه نوع بوسه ست ، فکر کن راه نفست، با بوسه ی من بسته شده ! و پایش را محک...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت هشتاد و دوم

خواب گل سرخ - قسمت هشتاد و دوم

مرگ آگاهی ! من واقعا داشتم می مردم... هیچوقت راجع بهش اینطور جدی فکر نکرده بودم ! او مسلح بود و برای آن پول ، می توانست آدم بکشد. هیچوقت فکر نمی کردم پول انقدر مهم باشد ! خون از گیج گاهش روان بود و من قدرت نفس کشیدن نداشتم. مینا ترسیده ، گفت : مرده ؟ گفتم : نمی دونم ! فکر نکنم ! نمی تونم نفس بکشم... کمکم کرد بلند شوم. با کفش اسکیت وارد خانه شدم و روی مبلی افتادم. گفت : فشارت افتاده. برات آب قند درست می ک...ادامه مطلب     امتیاز: 20     نویسنده: chaampol




گران‌ترین، قدیمی‌ترین و عجیب‌ترین سینماهای دنیا

گران‌ترین، قدیمی‌ترین و عجیب‌ترین سینماهای دنیا

نوکیا آلترا اسکرین، بانکوک، تایلند: (تماشای فیلم با ماساژ و سرو بهترین دسرها و نوشیدنی‌ها) این سینمای تشریفاتی گران‌قیمت‌ترین سینمای موجود در بانکوک محسوب می‌شود. این سینما شامل چند سالن مجزا است که برحسب امکانات و قیمت بلیت درجه بندی شده است، ارزان‌ترین سالن که 72 صندلی دارد، دارای صندلی‌های گردان موتور‌دار است که پای فرد را هنگام تماشای فیلم ماساژ می‌دهد، روی هر بلیت یک اسنک و نوشیدنی مجانی نیز ارائه می‌شود. قیمت بلیت ای...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




استخر هتل زیبای سن آلفونسو دل مار

استخر هتل زیبای سن آلفونسو دل مار

در کنار سواحل جنوبی شیلی واقعا تماشایی است. این استخر که در یکی از شهرهای پررفت و آمد شیلی به نام آلگاروبو واقع شده، لقب بزرگترین استخر جهان را از آن خود کرده است. این استخر شیک و زیبا حدود یک کیلومتر طول دارد و به حدی بزرگ است که می توان در آن یک قایق بادبانی را به حرکت درآورد. استخر هتل سن آلفونسو دل مار در کنار اقیانوس آرام ساخته شده است و برای پر کردن آن، از آب تصفیه شده اقیانوس استفاده می شود. ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




اخلاق و رفتارهای مشترک بین ثروتمندان

اخلاق و رفتارهای مشترک بین ثروتمندان

دستور العمل جادویی برای میلیونر شدن وجود ندارد، ولی عناصر سازنده موجود است که برای رسیدن به پول کمک می کند./تلاش زیاد، تحصیلات، سرمایه گذاری زیرکانه، قابلیت ریسک پذیری اصلی ترین شاخص ها برای موفق شدن در سرمایه گذاری و به دست آوردن پول است./سی.ان.ان تحقیقات بیشتری در باب پول و به دست آوردن ثروت انجام داده است و نقطه مشترک در رفتارها و منش افراد پول دار پیدا کرده است. این رفتار ها بین اکثر ثروتمندان مشترک است./ موسس شرکت - همی...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت چهل و چهارم

خواب گل سرخ - قسمت چهل و چهارم

روزهایی که بی تو می گذرند ؛ فقط می گذرند... روز نیستند ؛ شب هم نیستند... مثل برزخ ؛ معلق ، میان زمین و آسمان ! نه می دانی ازکجا آمده ای ؟ نه می دانی به کجا می روی ! تنهایی... مثل زیر خاک .... می ترسی ! روزهایی که بدون تو می گذرند ؛ اصلا نمی گذرند ! من روزهایی را که بدون تو باشد ، یادم نمی آید... چند روز گذشته است از آخرین باری که با هم حرف زدیم ؟ یادم نمی آید... آن پشت بام لعنتی را یادم هست !... ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت چهل و پنجم

خواب گل سرخ - قسمت چهل و پنجم

برای عاشق شدن ؛ باید معشوقی باشد... برای سفر کردن ؛ جاده ای... و برای زندگی ؛ هدف و مقصدی... همیشه از سفرهای بی راه و بی هدف و از زندگی های تو خالی و بیدلیل ؛ می ترسیدم... اما عشق ؛ حس غریبی ست. معشوق که پیدا شود ؛ انگار دیگر به او هم بی نیازی ! فقط عشق می ماند و خودت... حتی نام معشوق ؛ یادت می رود ! حال حامد؛ خیلی بد بود. به طبقه پایین رفتم ؛ دراز کشیده بود ؛ مریم کنارش نشسته ؛ سعی می کرد ؛ خود را کنترل کند و ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت چهل و ششم

خواب گل سرخ - قسمت چهل و ششم

رفته ای ! بی خداحافظی با من ؟ گفتند : حال مادرت خوب نیست. می فهمم... حال مادر طفلی من هم هیچ وقت خوب نبوده ،... اما این خوب نبودن ، با آن خوب نبودن ، فرق دارد. آدرست را نگاه می کنم ، چقدر کوه و دریا و دشت بین ما ، فاصله انداخته. انگار تازه می فهمم که ملاقات دو نفر در این دنیای بزرگ بی درو پیکر ؛ حتما حکمتی دارد. هیچ ملاقاتی بی دلیل نیست. چرا دیدمت ؟! که یک داستان عاشقانه شروع شود ؟ من به داستان عاشقانه ،...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت چهل و هفتم

خواب گل سرخ - قسمت چهل و هفتم

آیا تا به حال به باران گفته ای نبار ! نمی بارد ؟... آیا تا به حال به آفتاب گفته ای نتاب ! نمی تابد ؟... تا به حال به ابر گفته ای برو ! براستی می رود ؟... نه !...هرگز ! هر کس ، کار خود را انجام می دهد ، و جهان ؛ روال عادی خود را دارد. وقتی که دلی می تپد ، دیگر کار از کار گذشته است ! وقتی که دل ، برای چیزی یا کسی می تپد ، آنچنان به تپش خویش ، ادامه می دهد ، که یا بایستد یا به سرانجامی برسد... من من...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت چهل و هشتم

خواب گل سرخ - قسمت چهل و هشتم

زن همسایه داشت سعی می کرد مریم را آرام کند. عسل گریه می کرد ، درست نمی فهمید که چه اتفاقی افتاده است ، ولی خیلی درباره اش شنیده بود. نمی دانستم بین اتاق ها برای چه می دوم ؟ چه می خواهم ؟ من هم باید آماده می بودم ! دلم می خواست فریاد بزنم خدایا کمک ! .... یک کمک برای ما بفرست ! چگونه مریم را آرام کنم ؟ خودم را چگونه آرام کنم ! حامد ؛ در تمام این مدت ، قوت قلب ما بود ، دلگرمی این دو خانواده ! خدا را شکر می ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت چهل و نهم

خواب گل سرخ - قسمت چهل و نهم

چراغ های خانه روشنند ، چراغ های خیابان ، روشن تر. من کنار پنجره ام و به بیرون نگاه می کنم. کتری برای خودش آرام آرام روی اجاق گاز ، قل قل می کند ، مثل قلب من... یکنفر در درونم می گوید : |بلند شو مانا ، الان میترکه|. چی میترکه ؟! |کتری میترکه| ! نه قلب منه که داره میترکه ! به بیرون نگاه می کنم... از طبقه ی پایین ، دیگر صدای گریه به گوش نمی رسد ، همه چیز آرام است. انگار خواب گل سرخ حامد ، همه ی ما را به خو...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت پنجاهم

خواب گل سرخ - قسمت پنجاهم

تا روزی که محسن به من گفت : کجا میری این وقت غروب ؟ در دلم گفتم : نپرس !... داشتم می رفتم امامزاده ای که سال ها پیش می رفتم... پولمان تمام شده بود. حساب بانکی ام ته کشیده بود. از فردا قرار بود در دارالترجمه دوستم کار کنم. نمی خواستم محسن محل پناهندگی مرا به آن امامزاده که در کنج کوه ؛ همدمم بود ، پیدا کند. برای همین گفتم : میرم دارالترجمه دوستم ، کمکش کنم... یه پولی هم دربیارم. گفت : این وقت غروب ؟ پول ا...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت پنجاه و یکم

خواب گل سرخ - قسمت پنجاه و یکم

آن معبر نورانی در کنج کوه بلند ؛ همیشه به من آرامش می داد. برای همه دعا کردم ، حتی برای خودم ! کمی سبک شدم. از پیچ کوه پایین آمدم ؛ پایم را به خیابان گذاشتم. باز هم زندگی عادی... ناگهان ، ماشین محسن را آن سوی خیابان دیدم... یعنی منتظرم بود ؟ از کی ؟ چیزی در قلبم ، فرو ریخت. شاید حس خوب اینکه یکی ، منتظرت باشد ، ساعتها ! چه حس عزیزی بود ! هرگز تجربه اش نکرده بودم ! برای اولین بار ، بدون ترس و دغدغه ، پ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت پنجاه و دوم

خواب گل سرخ - قسمت پنجاه و دوم

|من مریمم ، بقیه ی قصه رو من تعریف می کنم ، به هزاردلیل... مهم تر از همه اینکه ، مانا نیست ، و نویسنده هم غیبش زده ! میگن گوشش درد می کنه ، اما گوش به حرف زدن ، چه ربطی داره ؟! شاید خیلی درد داره. شایدم نمی خواد چیزی بگه یا بشنوه ! بقیه ی قصه رو من تعریف می کنم ، تا جاییشو که بخوام ! مانا رو بردن بیمارستان. تشخیص ، زود معلوم شد ، خونریزی مغزی ! با سینه پرت شده زمین ! فرمون موتور ، رفته تو ریه ش ، اوضاعش...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




خواب گل سرخ - قسمت پنجاه و سوم

خواب گل سرخ - قسمت پنجاه و سوم

| هر کاری تو بکنی درسته مانا ! | __ بله ؟ کسی با من حرف زد ؟! یا دارم خواب می بینم ؟ _ خواب نمی بینی مانا. حامد داره باهات حرف می زنه ! من نویسنده ی قصه ام ... سلام ! __ولی حامد که مثل من ، نمرده ! مگه می تونه ؟ __ تو هم نمردی مانا ! پس اون می تونه باهات حرف بزنه ! اما شما دو تا ، نمی تونین همو ببینین ! فقط صدای همو میشنوین !... شما تو یه جهان دیگه ایید ... منم که نویسنده ام ، نمی تونم صدای ذهنی ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




 سایر صفحات > 
1

 



آموزش بازاريابي اينترنتي ...

درج بنر تبليغاتي ...