صفحه اصليفروشگاهفروشندگانبازاريابيدرج بنر ويژهاخبار و مقالات ايستگاه آگهيآگهي دهندگانتالار گفتمانتماس با مادرباره ما

 

 سایر صفحات > 
1


چغندر تا پیاز شکر خدا

چغندر تا پیاز شکر خدا

💎میگویند در روزگار قدیم مرد فقیری در دهی زندگی میکرد. یک روز مرد فقیر به همسرش گفت:((می خواهم هدیه ای برای پادشاه ببرم.شاید شاه در عوض چیزی شایسته شان ومقام خودش به من ببخشد و من آن را بفروشم و با پول آن زندگیمان عوض شود)) همسرش که چغندر دوست داشت،گفت:((برای پادشاه چغندر ببر!))اما مرد که پیاز دوست داشت،مخالفت کرد وگفت:((نه!پیاز بهتر است خاصیتش هم بیشتر است.))بااین انگیزه کیسه ای پیاز دستچین کرد و برای پادشاه برد. از...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




آرش کمان‌گير

آرش کمان‌گير

از قصه‌هاى کهن ايرانى است که در اوستا آمده است. 💎ميان ايران و توران سال‌ها جنگ و ستيز بود. در نبردى که ميان افراسياب تورانى و منوچهر شاه ايران درگرفت. سپاه ايران در مازندران به تنگنا افتاد. عاقبت دو طرف به آشتى رضا دادند و براى آن که مرز دو کشور روشن شود و ستيز از ميان برخيزد. پذيرفتند که از مازندران تيرى به جانب خاور پرتاب کنند. هرجا تير فرود آمد همان‌جا مرز دو کشور باشد و هيچ يک از دو کشور از آن فراتر نروند. تا در اين گف...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




بوذرجمهر و خزانه دار انوشیروان

بوذرجمهر و خزانه دار انوشیروان

💎انوشيروان عادل وزيرى داشت به‌نام بوذرجمهر که در سياست و عقل لنگه نداشت. اين وزير داراى پنج پسر و پنج دختر بود. يک روز دختر کوچک وزير که خيلى عزيز کرده بود، آمد پيش پدرش و گفت: ‘من در بازار يک گل الماسى ديدم و عاشقش شدم. پول بده تا آن را بخرم.’ بوذرجمهر گفت: ‘اى فرزند پول من کفاف اين خرج‌ها را نمى‌دهد’ . دختر گفت: ‘تو وزير انوشيروان و عقل او هستي، چطور براى يک گل الماسى پول نداري. اگر تا سه روز ديگر، آن‌را برايم نخرى خود ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




سه قدیس

سه قدیس

💎در بخش دور افتاده‌ای از روسیه قدیم کنار دریاچه‌ای منطقه ای قرار داشت که به خاطر وجود سه قدیس مشهور شده بود. مدتی نگذشت که مردم از اقصی نقاط کشور برای دیدن آن سه قدیس به آنجا می‌آمدند. کشیش ارشد کلیسا نگران این موضوع شد. یعنی چه اتفاقی افتاده است؟ او هرگز در مورد این سه قدیس چیزی نشنیده بود و آن‌ها توسط کلیسا تقدیس نشده بودند. چه کسی آن‌ها را قدیس خوانده؟ این وظیفه کلیسا بودکه قدیس بودن این افراد را تایید کند. اصلا چه ک...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




بدبخت ملتی که به قهرمان احتیاج دارد

بدبخت ملتی که به قهرمان احتیاج دارد

[...] گالیله در غم ‌انگیزترین لحظه ‌ی شکست، سنت دیرین قهرمان‌سازی را درهم می‌شکند. هنگامی که شاگردان خشمگین و بی ‌تابش به طعنه می‌ گویند: |بدبخت ملتی که قهرمان ندارد|، گالیله، درهم شکسته و ناتوان، تنها و بی‌ یاور، جوابی بی ‌نظیر می دهد: |بدبخت ملتی که به قهرمان احتیاج دارد|! ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




هر سد و مانعی میتواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد.

هر سد و مانعی میتواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد.

⭕️➕ پادشاهی عمدا سنگ بزرگی وسط جاده گذاشت. بعضی بی تفاوت از کنار سنگ میگذشتند، بسیاری هم غر میزدند که حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است. تا اینکه یک روستایی تخته سنگ را کنار جاده قرار داد. ناگهان کیسه ای زیر آن دید، داخل آن سکه های طلا و یک نامه بود. در نامه نوشته بود: هر سد و مانعی میتواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد. ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




جنگ و نزاع ؛چگونه بین مردم آغاز می شود ؟

جنگ و نزاع ؛چگونه بین مردم آغاز می شود ؟

سلطان محمود از طلحک پرسید : فکر میکنی جنگ و نزاع ؛چگونه بین مردم آغاز می شود ؟ طلحک گفت :ای پدر سوخته !!! سلطان گفت :توهین میکنی؟؟؟.....سر از بدنت جدا خواهم کرد! طلحک خندید وگفت : جنگ اینگونه آغاز میشود...کسی غلطی میکند و کسی به غلط جواب میدهد.... ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




نه سیخ بسوزه نه کباب

نه سیخ بسوزه نه کباب

شجاع‌السلطنه، پسر فتحعلی‌شاه، یک وقتی حاکم کرمان بود. اسم کوچکش حسنعلی میرزا بود. او در کرمان تجربه کرده بود و متوجه شده بود که ترکه‌های نازک انار می‌تواند کار سیخ کباب را بکند و کباب بر سیخی که چوبش انار باشد خوشمزه‌تر هم می‌شود. برای همین پخت کباب با چوب انار را باب کرد که در کرمان به «کباب حسنی» معروف شد و حاکم وقتی میل کباب داشت به نوکرها می‌گفت: «طوری کباب را بگردانید که نه سیخ بسوزه نه کباب.» این دستور او به صورت ض...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




ام رستم

ام رستم

شیرین| ملقب |ام رستم| دختر رستم بن شروین از سپهبدان خانان باوند در مازندران و همسر فخرالدوله دیلمی(387ق. ـ 366ق.) که پس از مرگ همسر به پادشاهی رسید او اولین پادشاه زن ایرانی پس از ورود اسلام بود. او بر مازندران و گیلان ، ری ، همدان و اصفهان حکم می راند به او خبر دادند سواری از سوی محمود غزنوی آمده است . سلطان محمود در نامه ی خود نوشته بود : باید خطبه و سکه به نام من کنی و خراج فرستی والا جنگ را آماده باشی . ام رستم ، ب...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




باغبان و وزیر

باغبان و وزیر

نادر شاه کبیر در حال قدم زدن در باغش بود که باغبان خسته و ناراضی نزد وی رفت و گفت :پادشاه فرق من با وزیرت چیست ؟؟!!من باید اینگونه زحمت بکشم و عرق بریزم ولی او درناز و نعمت زندگی میکند و از روزگارش لذت میبرد !!!نادر شاه کمی فکر کرد و دستور داد باغبان و وزیرش به قصر بیایند ... هردو آمدند و نادر شاه گفت :در گوشه باغ گربه ای زایمان کرده بروید و ببینید چند بچه به دنیا آورده !!!!هردو به باغ رفتند و پس از بررسی نزد شاه برگشتند و...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




شهرستان اسفراین

شهرستان اسفراین

شهرستان اسفراین از اقامتگاههای اولیه اقوام آریایی و قسمتی از سرزمین پارت ها محسوب می شده ودر زمان اشکانیان و ساسانیان جزو ابر شهر نیشابور بوده واهمیت خاصی داشته است .این شهر در هم اکنون جزوی از استان خراسان شمالی است. از جمله آثار تاريخي اسفراین مي توان از تپه هاي تاريخي كهنه بام، عمارت و... نام برد. در دوران ساسانيان نيز اسفراين يكي از بخشهاي مهم ابرشهر نيشابور بوده كه جاده ابريشم از آن مي گذشته است. به احتمال زياد اسفراين...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




اوآمد

اوآمد

ناپلئون بزرگ نابغة سیاسیون عالم، راجع به مسلمین فكر كرد. پرسید: مركز مسلیمین كجا است، مصر را معرفی كردند، با یك مترجم عرب به طرف شهر مصر حركت كرد، پس از ورود با مترجمش به كتابخانه آن شهر وارد شد، به مترجمش گفت: یكی از كتابها را برایم بخوان، دست برد بین این همه كتب یكی را برداشته، گشود، دید قرآن است اول صفحه دیدگانش را این آیه جذب نمود «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ». ترجمه: یقیقاً این قرآن «بشر را» به ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: zinabi




ضرب المثل دعوا سر لحاف ملا

ضرب المثل دعوا سر لحاف ملا

در يك شب زمستاني سرد ، ملا در رختخوابش خوابيده بود كه يكباره صداي غوغا از كوچه بلند شد . زن ملا به او گفت كه بيرون برود و ببيند كه چه خبر است . ملا گفت : به ما چه ، بگير بخواب. زنش گفت : يعني چه كه به ما چه ؟ پس همسايگي به چه درد مي خورد . سرو صدا ادامه يافت و ملا كه مي دانست بگو مگو كردن با زنش فايده اي ندارد . با بي ميلي لحاف را روي خودش انداخت و به كوچه رفت . گويا دزدي به خانه يكي از همسايه ها رفته بود ولي صاح...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




ابلهان عمده تهران

ابلهان عمده تهران

ناصرالدين شاه به کريم شيره‌ای گفت نام ابلهان عمده تهران را بنویس. كريم گفت به شرط آنكه نام هر كسی را بنويسم عصبانی نشوی و دستور قتل مرا صادر نكنی. شاه به كريم شيره‌ای قول داد. كريم در اول ليست اسم ناصرالدين شاه را نوشت ! ناصرالدين شاه عصبانی شد و خطاب به كريم گفت: اگر ابلهی و حماقت مرا ثابت نكنی مير غضب را احضار می‌كنم تا گردنت را بزند. كريم گفت: مگر تو براتی پنجاه هزار تومانی به پرنس ملكم خان نداده‌ای كه برود در ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




نقل است که شیخ الرئیس ابوعلی سینا

نقل است که شیخ الرئیس ابوعلی سینا

وقتی از نقل است که شیخ الرئیس ابوعلی سیناش به جایی رسید اسب را بر درختی بست و کاه پیش او ریخت و سفره پیش خود نهاد تا چیزی بخورد . روستایی سوار بر الاغ آنجا رسید .از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خود را به شیخ نهاد تا بر سفره نشیند. ‎شیخ گفت: خر را پهلوی اسب من مبند که همین دم لگد زند و پایش بشکند. روستایی آن سخن را نشنیده گرفت، با شیخ به نان خوردن مشغول گشت. ناگاه اسب لگ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




تاریخچه قزوین

تاریخچه قزوین

نوشته‌های باستانی یونان قزوین را با نام «راژیا» معرفی می‌کند و پس از آن در نوشته‌های اروپایی این شهر با نام شهر باستانی «آرساس» و یا «آرساسیا» شناخته می‌شده‌است. اشکانیان قزوین را به نام مؤسس آن «اردپا» می‌خواندند؛ و ساسانیان نام این شهر را «کشوین» (یعنی سرزمینی که نباید از آن غافل شد) نهاده بودند. در برخی متون نام این شهر «قسوین» (یعنی شهری که مردمی پر صلابت و استوار دارد) ذکر شده است. این استان از استان‌های تاریخی ایر...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




داستان امنیت در دستگاه دیوانی

داستان امنیت در دستگاه دیوانی

روزی مردی پیش قاضی آمده و گفت: ای قاضی نگهبان دروازه شهر هر بار که من وارد و یا خارج می شوم مرا به تمسخر می گیرد و در مقابل حتی نزدیکانم دشنامم میدهد. قاضی پرسید چرا؟ این رفتار را می کند مگر تو چه کرده ای آن مرد گفت: هیچ، خود در شگفتم چرا با من چنین می کند . قاضی گفت بیا برویم و خود با لباسی پوشیده در پشت سر شاکی به راه افتاده و به او گفت به دروازه شو تا ببینم این نگهبان چگونه است. به دروازه که رسیدند نگهبان پوز خندی زد...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




ماجرای درگذشت استاد ساعی

ماجرای درگذشت استاد ساعی

ماجرای درگذشت استاد ساعی را از قول محمد ابراهیمی بشنوید که بعدا شد دکتر محمدابراهیم باستانی‌پاریزی: در دوران نوجوانی، از آنجا که خواهرم و همسرش در شیراز زندگی می‌کردند، زیاد به شیراز می‌رفتم... یکی از این بارها در بازگشت از شیراز چند دقیقه‌ای به پرواز مانده بود که مردی با کت و شلوار اتوکشیده بالا آمد و رو به مسافران گفت: «مسافران عزیز! من مسئولیتی در سرجنگل‌داری کشور دارم و چند ساعت پیش به من خبر دادند یک هیئت خارجی مهم م...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




ریشه ضرب المثل ها-قمپوز

ریشه ضرب المثل ها-قمپوز

اگرچه قمپوز لغت ترکی است و در لغتنامه دهخدا به معنی آلتی موسیقی از ذوات الاوتار است اما بر اثر تحقیقات ومطالعات کافی ، قمپوز توپی بود کوهستانی و سرپر به نام قمپوز کوهی که دولت امپراطوری عثمانی در جنگهای با ایران مورد استفاده قرار میداد . این توپ اثر تخریبی نداشت زیرا گلوله در آن به کار نمی رفت بلکه مقدار زیادی باروت در آن می ریختند و پارچه های کهنه و مستعمل را با سنبه در آن به فشار جای می دادند و می کوبیدند تا کاملا سفت و ...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




پادشاهی اسکندر-بخش دهم

پادشاهی اسکندر-بخش دهم

بزرگان را فراخوان و سزاوار هرکدام کشوری ببخش تا از آشوب بعدی جلوگیری کنی. اسکندر نیز چنین کرد و بزرگان را فراخواند و نامه‌ای نوشت و بر آن نام ملوک طوایف نهاد . همان شب اسکندر به بابل رسید . آن شب زنی کودکی به دنیا آورد با سری چون شیر و پایی چون سم و بروبازویی مثل انسان و دمی مانند گاو داشت و همان موقع که به دنیا آمد ، مرد . اسکندر آن را به فال بد گرفت و ستاره‌شناس را فراخواند و گفت : اگر راستش را نگویید شمارا می‌کشم . ستاره‌...ادامه مطلب     امتیاز: 0     نویسنده: chaampol




 سایر صفحات > 
1

 



آموزش کاربردي خريد و فروش هوشمندانه در بورس ...

آموزش بازاريابي اينترنتي ...