فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید از طریق فرم تماس با ما اطلاع رسانی نمایید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خیک پنیر گالش ها

خیک پنیر گالش ها

ویرایش: 1395/11/28
نویسنده: chaampol
💎رودخانه لنگرود وقت سیل که طغیان می کرد ،گاو و گوسفندها و اسباب زندگی روستا نشینان بالادست را با خود می آورد تا به دریا بریزد. اینهایی که پایین دست رودخانه زندگی میکردند و کسانی که شناگر ماهری بودند ، کشیک می دادند و به آب میزدند تا غنیمت بگیرند.روزی یکی به هوای خیک سیاه پنیری که آب با خودش می آورد به آب زد.اما هرچه تقلا کرد نتوانست خیک را با خودش بالا بکشد. اینها که توی ساحل ایستاده بودند ،وقتی دیدند آب رفیقشان را با خودش می برد. سراسیمه داد زدند :
|اگر زورت نمی رسد رهایش کن! زورت نمی رسد رهایش کن! |
آن که غرق میشد داد زد :
|من رها کردم، این رها نمی کند! |
خیک پنیر گالش ها نبود که آب با خودش آورده بود ؛ خرس بود.


منبع: کانال تلگرام داستان کوتاه
امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره خیک پنیر گالش ها نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: خیک پنیر گالش ها ، خیک پنیر ، گالش ها ، گالش ، کانال تلگرام داستان کوتاه ، کانال تلگرام ، داستان کوتاه ، رودخانه لنگرود ، سیل ، طغیان