فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید از طریق فرم تماس با ما اطلاع رسانی نمایید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هوای بارونی

هوای بارونی

ویرایش: 1395/12/23
نویسنده: chaampol
شیشه ماشینو داد پایین!
گفت ببین هوا رو!
ببین چه بارونی میاد اینا بخاطر حضور توعه ها!
دلبر میبینی قطره ها رو! مثل خنده های تو که گوشه لبت جا خوش میکنن نشستن رو شیشه بخار گرفته!
خوب نگاه کن حس میکنی چقد حالم خوبه؟

دستشو گرفتم ....خندید!
گفت هنوزم بارون که میاد ساکت میشی زبونت بند میاد!
با تمام وجود هوای بارونیو تو ریه هام دادمو گفتم من از این همه خوشبختی که کنار تو دارم زبونم بند اومده وگرنه این قطره ها و صدای بارون بهونس!
صورتشو سمتم اوردو گفت میشه هر وقت بارون اومد همین حرفو بزنی بهم؟
دستشو محکم تر گرفتمو سکوت کردم


منبع: کافه پاراگراف - زهرا مصلح
امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره هوای بارونی نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: هوای بارونی ، هوای دو نفره ، متن عاشقانه ، جملات عاشقانه ، عاشقانه ها ، کافه پاراگراف ، زهرا مصلح