فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید اینجا کلیک کنید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خواب گل سرخ - قسمت پنجاه و هشتم

خواب گل سرخ - قسمت پنجاه و هشتم

ویرایش: 1396/10/8
نویسنده: chaampol
- خواستگار ؟
شما گفتید بیان ؟
بی اجازه ی من ؟

حامد گفت : گوش کن مانا جان !
من خوبی تو رو می خوام ، محسن یه اتاق اجاره ای ، ته شهر داره که دستشویی و حمامش با همسایه مشترکه ، آشپزخونه شم ، یه اجاق سفریه !

تو نمی تونی تو چنین شرایطی زندگی کنی !

مادرت چی ؟
حتی یه روزم ، اونجا نمی تونه بیاد مهمونی !
داماد سرخونه ، که نمی خوای !

می دونم دوست داری مردت ؛ مستقل باشه و آویزون تو نشه !

تو الان بخاطر شرایطت ، نمی تونی کار کنی ، هیچ کاری !

این دوست من ، تازه جدا شده...

زنش ، بچه شونو برده پاریس ، یه کم افسرده ست.
اما جوونه و پولدار !

پدرش کارخونه داره ، من تو دوران سربازی ، باهاش آشنا شدم.

پسر ساکتیه...حرف زدن بلد نیست ، ولی کاری هم به کارت نداره ، گذشته ی تو رو نمی خواد !

اگه بهش عشق بدی و سر حالش بیاری ، حال اونم خوب میشه !

الان تو رو می خواد ! این مهمه .
براش مهم نیست قبلا کی بودی یا چه کسی رو می خواستی !

زنی می خواد که بهش ، عشق بی قید و شرط بده .خیلی هم ازصورت قشنگ تو ؛ خوشش اومده ، از اندامت ، چابکیت !...

چند بار نشونش دادم تورو !
از خدام بخواد !
کدوم مرد نمی خواد تورو ؟

تو دختری !
ازدواج اولته ، باهوشی ، می دونم به موقعش چه موجود گرمی هستی !

درسته همیشه به چشم برادری نگات کردم ، ولی بخدا دلم می لرزید که شوهر آینده ت ، قدر جواهری مثل تو رو می دونه ؟!

گوش کن ! من محسنو دوست دارم ،
ولی مثل یه بچه ی بدبخت صبور که میامد به من کمک می کرد...
به چشم یه شاگردم ، بهش نگاه میکردم ، نه بیشتر ! پسر خوبیه ، ولی برای دخترایی مثل خودش ، نه بیشتر....

تو که گذشته ی اونو نمیدونی ! تو حیفی ....

تو یه مرد لازم داری عزیزم ، نه یه بچه!

به خدا خوشبختیتو می خوام گل من ، اگه این دوستم نبود ، به جدم قسم ، خودم می گرفتمت !

مگه میشه گنجی مثل تو رو هدر داد ؟

راضی کردن مریمم با من ! من و مریم ، فعلا فقط صیغه خوندیم ...

عقد رسمی مون مونده ... پس زن اول و دوم نداریم !...دو زن گل با هم داریم !

دیگه انتخاب با خودته !

دستش را جلو آورد که لپم را بگیرد ، سرم را آنقدر محکم عقب کشیدم که نزدیک بود به دیوار بخورد !

گفتم :
مگه من به دنیا اومدم به مردمی که نمی شناسم عشق صدقه بدم ؟

شما خیلی بیجا می کردی اگه خودت
ازم خواستگاری میکردی !

مگه من محجورم ؟

- بله ! هستی...
محجور تعریف داره خانمم !

الان مادر شما ، اکی بده تمومه !

تو هم خوب می دونی مادرت منو ترجیح میده ، شایدم یادت رفته... ولی مادرت ، همیشه منو دوست داشت... بهت گفتم ، تا خودت تصمیم بگیری !

دوستم یا من ؟

مریمو هم که گفتم نگران نباش....دوستی تون سر جاشه ، خودم قانعش می کنم !

چرا از من می ترسی عزیزدلم ؟ چرا اینجوری نگام میکنی؟

گفتم : برو گمشو !

ترس چیه ؟
خجالت بکش مرد !

زن ، به اون خوبی داری ، چشمت دنبال همسایه ست ؟

داد زد : از روز اولی که تو راه پله دیدمت ،
می دونستم سهم خودمی !

نذر کردم خوب شم ، مردت شم ، بگیرمت. گناهه ؟

دینمم اجازه داده ، بده باکسی باشی که نمیذاره آب تو دلت تکون بخوره ؟ اصلا این دوستم شل و وله ، بیخیال....خودم میگیرمت !



داد زدم : برو عمه تو بگیر !
مگه اینجا لبنیاتیه ؟
مگه من پنیرم ، منو بگیری ؟

دیگر نفهمیدم چه شد...

یادم رفته بود محسن در پاگرد پله های پایین ایستاده !

با یکدست ، حامد را به دیوار چسباند !
با هم گلاویز شدند !

مریم نبود ،
صدایی از دو خانه نمی آمد.
از پله ها پایین دویدم...

بی کیف و شناسنامه ، خودم را داخل ماشین محسن انداختم، نشستم .
زمان مثل مرگ میگذشت.

چند وقت بعد ، محسن ، با لب خونی آمد...

گفتم : ببین ! نمی دونم قبلا کی بودی !
ولی الان، می دونم معنی جوونمردی چیه !...من همه ش باهات تندی کردم ؛ ولی تو کمکم کردی، هیچوقت یادم نمیره !

فقط برو !

می خواستم طوفان نوح به پا شود ، ماشین ما را با خود ببرد ، به یک سرزمین دور ناشناس پرتاب کند !


منبع: @chista_yasrebi_official - کانال رسمی خانم چیستا یثربی
امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره خواب گل سرخ - قسمت پنجاه و هشتم نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: داستان دنباله دار ، داستان سریالی ، رمان پیوسته ، رمان ، داستان عشقی ، رمان عشقی ، کانال تلگرام خانم چیستا یثربی ، رمان خواب گل سرخ ، دانلود رایگان