فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید اینجا کلیک کنید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چرا عده ی اندکی در بورس موفق و تعداد بیشتری ناموفق هستند ؟ ( قسمت ششم)

چرا عده ی اندکی در بورس موفق و تعداد بیشتری ناموفق هستند ؟ ( قسمت ششم)

ویرایش: 1397/2/25
نویسنده: chaampol


هر چی سعی کردم یه وقت مصاحبه با آقا کمال بزارم موفق نمیشدم ، خلاصه آقا جمال پا در میونی کرد و قرار گذاشته شد . رفتم دفتر کار کمال در یک شرکت خصوصی ، نگو آقا کمال یکی از مدیران ارشد شرکت هستن . خلاصه سرتون رو درد نیارم ، اولش یخ کمال آب نمی شد و با کلی تکنیک نرم شد و شروع به صحبت کرد .
آقا کمال با برادرتون که مصاحبه می کردم گفت شما دوقلوی همسان هستید ولی به نظر شما یه ده سالی از آقا جمال کوچیکتر می زنید ؟
کمال : من و و برادرم اواخر دهه هفتاد تازه فارغ التحصیل شده بودیم و مدتی از وقتمون رومی رفتیم تالار حافظ ، بعدش هر دومون در یه کارگزاری استخدام شدیم ، همون سال اول فهمیدم شغل اول آدم بورس باشه خیلی استرس داره ، با اینکه هر دوی ما دوقلو هستیم من از کار کارگزاری اومدم بیرون و پس از چند سال کسب مهارت در کار جدیدم با همکاری چند نفر از دوستان این شرکت رو تاسیس کردیم . خدا رو شکر چرخ زندگیمون می چرخه ولی جمال در همون کارگزاری موند و به رویای ثروتمند شدن در بورس ادامه داد و در 15 سال گذشته این استرس بورس بوده که اون رو اینقد پیر کرده .
برام جالب بود یعنی بورس تا این حد استرس داره ، من خودم مدتی طولانی معامله گر بودم پس چرا استرس رو درک نکردم . نکنه برای ما که در بورس مستقیما فعالیم حکایت قورباغه در ظرف آب بر روی شعله اتفاق افتاده ؟ رو کردم به کمال و گفتم هر دوی شما که اکثر مواقع با هم خرید می کنید ، شما بیشتر سود می کنید و جوان موندید ولی آقا جمال با اینکه خبره این کاره و به نظر همه ی پارامترها برای موفقیت کامل موجوده مثل یافتن سهم مناسب – نقطه ی ورود مناسب – زمان ورود مناسب ولی باز با اینکه شغل اولتون بورس نیست ، در حالی که برادرتون در کارگزاری مشغول بکارن و شغل اولشونه ، باز شما بیشتر سود میکنید ؟! البته برادرتون گفتن شما به روانشناسی معامله گری مسلط هستید و این علت موفقیت شماست ، اگر براتون مقدوره برامون در مورد این مهارت و یا دانش توضیح بدید .
کمال : در این جهان دو چیز بیشتر وجود نداره ، واقعیت بیرون و ذهنیت درون . هر چقدر این دو به هم نزدیکتر باشه موفقیت و آرامش نزدیکتر وسهل تره . این یه قانون جهانیه ، فرقی نمی کنه موضوع چیه ، بورسه ، سیاسته ، طبابته ، فضانوردیه ... فقط باید برای موفقیت این قانون لحاظ و اجرا بشه . مهمترین گام من در موفقیت در بازارهای مالی نزدیک کردن ذهنم به واقعیت بیرون بود نه نزدیک کردن واقعیت ( یا تغییر دادن واقعیت ) به ذهنم .
رو کردم به کمال و گفتم : خیلی فلسفی و پیچیده صحبت می کنید ، اگه ممکنه یه مقدار موضوع رو ساده و ملموس تر بیان کنید تا ما هم استفاده کنیم .
کمال زد زیر خنده و گفت دوست دارید مثل بردارم صحبت کنم ، باشه و ادامه داد : به بیان ساده من به بورس بر اساس واقعیتهاش نگاه می کنم و بر اساس این نگاه عمل می کنم ، یعنی واقعا عملم بر اساس برداشتم از بورسه . بعضی ها در مورد بورس واقع بینانه صحبت می کنن ولی در عمل کاملا معکوس رفتار می کنن و عده ی بسیاری اصلا واقع بینانه نگاه نمی کنن که بخوان درست عمل کنن .

ادامه دارد...


منبع: کانال تلگرام سالار
امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره چرا عده ی اندکی در بورس موفق و تعداد بیشتری ناموفق هستند ؟ ( قسمت ششم) نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: چرا عده ی اندکی در بورس موفق و تعداد بیشتری ناموفق هستند؟ ، بازار سرمایه ، شرکت سرمایه گذاری ، بنیادی ، صورتهای مالی ، فارکس ، یافتن سهم مناسب که از طریق بنیادی ورق خونی و رانت واقعی بدست میاد