فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید اینجا کلیک کنید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مصاحبه با خانم دانشور،ورشکسته ای که میلیاردر شد

مصاحبه با خانم دانشور،ورشکسته ای که میلیاردر شد

ویرایش: 1394/5/30
نویسنده: fars-ads

خانم فاطمه دانشور يكي از كارآفرينان موفق ایرانی است كه 35سال سن دارد و از 27 سالگي وارد حوزه ی کارآفرینی شده است. او مدير‌عامل شركت سپهر آسياست كه در عرصه واردات و صادرات سنگ آهن فعاليت مي‌كند. وی همینطور مدير‌عامل موسسه خيريه مهرآفرين هم است. او در خانواده‌اي به دنيا آمده كه مادربزرگش تمام اشعار شاهنامه را حفظ بوده و براي آنها به صورت قصه تعريف مي‌كرده و داستان‌هاي خود را به اينكه ذات يزدان (خدا) در موفقيت رستم و سهراب و… نقش داشته است به پايان مي‌برده.

خانم دانشور مي‌گويد: اين نوع تربيت باعث شد تا هميشه سايه خود خدا را بر سر خود احساس كنم و بتوانم بر مشكلات غلبه كنم. دانشور از فراز و نشيب‌هاي زندگي تا رسيدن به موفقيت براي ما صحبت مي‌كند كه ماحصل آن را مي‌خوانيد:

چي شد كه جرقه كارآفريني در ذهن شما زده شد؟

من چند سال است كه متوجه شدم كارآفرين هستم. اصلا به اين فكر نبودم كه كارآفرين شوم. چون مي‌خواستم به اهداف خود برسم پول نياز داشتم. زماني‌كه من به طور جدي شروع به كار كردم هيچ پولي نداشتم ولي با ارتباط‌هاي موثر و سالم خود توانستم در شرايطي كه فقط 600 هزار تومان پس‌انداز داشتم بتوانم با همين فن ارتباط موثر در يك پروژه 7ميليارد توماني وارد شوم.
چگونه توانستيد با اين پول كم گام به اين بزرگي برداريد؟

زماني كه ليسانس خود را در رشته مديريت خدمات بهداشتي گرفتم بلافاصله در مقطع فوق ليسانس در رشته مديريت بازرگاني وارد شدم. خيلي زود متوجه شدم كه تفاوت زيادي ميان مدرك ليسانس و فوق ليسانس وجود ندارد و بايد وارد حوزه كسب‌وكار شوم. برخلاف رشته‌اي كه خوانده بودم توسط يكي از دوستانم در شركت ايران‌خودرو مشغول به كار شدم.

چند سالي كه در ايران‌خودرو كار كردم شرايط و انضباطي كه در آنجا حاكم بود من را فولاد آبديده كرد تا اينكه ديگر كار در آن جا من را راضي نكرد.
برخلاف صحبت‌هاي دوستانم كه مي‌گفتند من نبايد از آنجا بيرون بيايم از كارم استعفا دادم. در اين زمان بود كه متوجه شدم جسارت دارم چون كار به آن خوبي را از دست داده بودم و در راهي قدم گذاشته بودم كه اصلا از عاقبت آن با خبر نبودم.

چون در طول چند سال كار خود 2-3 ميليون تومان جمع كرده بودم با يكي از دوستان خود وارد حوزه واردات و صادرات اسباب‌بازي شدم. متاسفانه تمام دارايي خود را در آنجا از دست دادم. براي بار دوم با وجود اصلاح اشتباهاتم دوباره شكست خوردم. شرايط به گونه‌اي شده بود كه من 12طلبكار داشتم كه هر روز با من تماس مي‌گرفتند و خانواده‌ام از اين جريان خبر نداشتند. ميان همه گرفتاري‌هايم يكي از دوستانم با من تماس گرفت و گفت همسرم بنا به دلايلي نمي‌تواند با من راهي سفر حج شود و تو با من بيا.

با 100 دلاري كه براي خريد سوغاتي با خود برده بودم راهي اين سفر شدم. اين سفر باعث شد كه خدا را نزديك‌تر از هميشه به خود احساس كنم و روز آخري كه قصد برگشت به تهران را داشتيم فهرستي را كه 40 خواسته و آرزوي خود را در آن نوشته بودم از خدا خواستم.

از اين همه خواسته خود در درگاه خداوند شرمنده شدم و همان جا از او خواستم تا مشكلاتم حل شود و به ازاي آن يك چهارم از درآمد خود را صرف امور خيريه كنم. اين شد كه هسته اوليه موسسه مهرآفرين شكل گرفت.
زماني كه به تهران آمديد با طلبكاران خود چه كار كرديد؟

بعد از دو هفته كه وارد تهران شدم. نزد يكي از طلبكارانم كه به ظاهر فرد خشني بود رفتم و در كمال ناباوري مشاهده كردم كه او نه تنها از من پولي نخواست بلكه تمام چك‌هايم را پس داد. در كنار اين كارش كليد يك شركت مبله شده را داد و گفت هر وقت توانستي پول درآوري قرض خود را بده.
چون پولي نداشتم نزد يكي از آشنايانم كه صندوق قرض‌الحسنه داشت رفتم. تمام اهداف خود را براي او گفتم و در آنجا با همسرم كه او هم در كار خود شكست خورده بود آشنا شدم و ازدواج كردم. با كمك يكديگر شركتي را كه الان نام آن شركت بازرگاني سپهر آسياست، تاسيس كرديم و تمام كالاها را در حوزه واردات و صادرات پوشش مي‌داديم. در ميان سفارش‌هايي كه به ما مي‌شد چند بار سفارش خريد و فروش سنگ آهن داشتيم كه آن را ناديده مي‌گرفتيم. چرا آنرا در نظر نمي‌گرفتيد؟

چون فكر مي‌كردم كه هيچ سودي در آن وجود ندارد. تا اينكه براي اولين بار براي گرفتن كارت بازرگاني خود با فردي كه نمي‌توانست سنگ آهن خود را از كشور خارج كند آشنا شدم.

با فن مذاكره‌اي كه در من و همسرم وجود داشت توانستيم اين فرد كه يكي از افراد معتمد در بازار بود را قانع كنيم تا به صورت اماني يك بار 4 ميليارد توماني را بدون هيچ هزينه‌اي در اختيارمان قرار دهد. همچنين حمل بار به بندر‌عباس را كه يك ميليارد تومان هزينه نياز داشت به صورت اماني حمل كرديم. كل روند كاريمان كه به 7ميليارد تومان نياز داشت و بايد حداقل نصف آنرا را در اختيار داشته باشيم فقط با 600 هزار تومان كه
آ
ن هم هزينه رفت‌وآمد من بود انجام شد. بار به مقصد رسيد و مشمول پاداش هم شديم. به اين ترتيب پول افرادي را كه به صورت اماني بارشان را گرفته بوديم بازگردانديم و از اين كار سود سرشاري به من و همسرم رسيد.
با سرمايه‌اي كه به‌دست آورديد چه كار كرديد؟

عهدي را كه با خدا بسته بودم انجام دادم و دفتري به اسم موسسه مهرآفرين تاسيس كردم و در آن كودكان كار خياباني و بد سرپرست را تحت پوشش قرار دادم در اين موسسه بعد از بازتواني براي آنها كار ايجاد مي‌كنم و آنها را راهي بازار كار مي‌كنم.

زماني‌كه كه وارد اين ماجرا شدم پدرم فوت كرد و سهم الارث وارثان را خريداري كردم و خانه پدري خود را به اين ماجرا اختصاص دادم. در مناطق محروم شعبه زدم و همسرم در اين راه خيلي به من كمك كرد. شعباتي را در بندرعباس، كرمان، سيرجان، خرم‌آباد، تبريز و مشهد زديم. ماموريت خودم را در موسسه مهرآفرين به حمايت و توانمندسازي كودكان بد والدين يا
بد سرپرست و مادران آنها قرار دادم.
شما علاوه بر مهرآفرين مديرعامل شركت سپهر آسيا هم هستيد در اين شركت چه كار مي‌كنيد؟

كار ما در اين شركت توليد و فروش فرآورده‌هاي معدني بود. در اين فرايند ما معادني را كه خود كشف كرده بوديم يا معدن داراني كه نمي‌دانستند چه كنند را تحت پوشش قرار داديم. همه امكانات استخراج، فرآوري و نسب ماشين‌آلات و تجهيزات را براي آنها انجام مي‌داديم.


يك كارآفرين موفق چه معيارهايي بايد داشته باشد؟

يك فرد كارآفرين بايد پشتكار داشته باشد و خدمت به خلق را سرلوحه كار خود قرار دهد. هميشه مثبت‌انديش باشد و از خطاي زيردستان خود بگذرد. شكست‌ها را نتيجه بداند، مسووليت كارها و خطاها را به عهده بگيرد. از زير بار مسووليت شانه خالي نكند.

يك كارآفرين از كاه، كوه نمي‌سازد. مشكلات را خرد مي‌كند و بعد آنها را حل مي‌كند. قدرت ريسك‌پذيري كارآفرين بالاست. در تمامي اين‌ها هدفگذاري صحيح و پشتكار لازمه كار است. آدم كارآفرين جاه‌طلب، مغرور و قدرت طلب نيست بلكه متواضع و فروتن است.


منبع: شبکه های اجتماعی
امتیاز دهی به مقاله



مصاحبه با خانم دانشور،ورشکسته ای که میلیاردر شد
مصاحبه با خانم دانشور،ورشکسته ای که میلیاردر شد
نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره مصاحبه با خانم دانشور،ورشکسته ای که میلیاردر شد نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: فاطمه دانشور ، خانم دانشور ، كارآفرينان موفق ایرانی ، موسسه خيريه مهرآفرين ، جرقه كارآفريني ، رشته مديريت ، ايران‌خودرو