فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید از طریق فرم تماس با ما اطلاع رسانی نمایید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در فاصلۀ 90 سانتیمتری طلا

در فاصلۀ 90 سانتیمتری طلا

ویرایش: 1394/9/19
نویسنده: chaampol


یکی از علل عمده شکست و ناکامی این است که در برخورد با مشکلات موقتی متوقف می شویم و دست از تلاش بر می داریم . هر کسی را که بگویید این را زمانی تجربه کرده است.در روزگاری که همه در اندیشه طلا بودند یکی از عموهای داربی گرفتار « تب طلا » شد. راهی غرب شد تا با حفاری زمین به ثروت برسد . او هرگز نشنیده بود که در مغز انسان طلایی به مراتب بیش از آنکه او از زمین بیرون بیاورد وجود دارد. او با اخذ اجازه نامه با بیل و کلنگ سرگرم کار شد. بعد از هفته ها کار طاقت فرسا به کلوخه های براق طلا رسید . اکنون به وسیله ای نیاز داشت که این کلوخه ها را از دل خاک بیرون بکشد. بی آنکه کسی متوجه شود روی معدن را پوشاند و عازم شهر ویلیامز برگ در ایالت مریلند شد تا موضوع را برای بستگان و برخی از همسایگان بازگو کند . آنها دور هم جمع شدند و پول خرید دستگاه حفاری را تدارک دیدند ، آن را خریدند و به محل معدن طلا بردند . عمو و داربی سرگرم کار شدند.نخستین کامیون کلوخه ها را به کوره ذوب و استخراج طلا فرستادند. معلوم شد که یکی از غنی ترین معادن کلورادو را یافته اند . حمل چند کامیون کلوخه طلا کافی بود تا همۀ بدهی های آنها را پاک کند و نوبت به سود کلان برسد . مته های حفاری زمین را می شکافتند امید داربی و عمویش بیشتر می شد تا اینکه اتفاقی افتاد . رگه های طلا بی مقدمه ناپدید شدند. آنها به پایان رنگین کمان رسیده بودند . از معدن طلا دیگر اثری نبود . به کندن زمین ادامه دادند ، مایوسانه می خواستند رگه طلا را از نو بیابند ، اما موفق نشدند.سر انجام تصمیم گرفتند که دست از کار بکشند .

دستگاه حفاری را به چند صد دلار فروختند و با قطار به دیارشان برگشتند. کسی که دستگاه را خریده بود از یک مهندس معدن خواست تا به معدن نگاهی بیندازد و برای او محاسبه کوچکی انجام دهد . مهندس مزبور نظر داد که پروژه حفاری معدن از آن جهت شکست خورده که صاحبان آن با کار معدن و اصول حاکم بر آن آگاه نبودند . مساحی این مهندس نشان داد که رگه طلا در فاصله 90 سانتیمتری از محلی که خانواده داربی کارشان را متوقف کرده بودند از نو پدیدار خواهد شد و دقیقاً این اتفاق افتاد. کسی که دستگاه حفاری را خریده بود میلیونها دلار ثروت انباشت کرد. او به حقیقت مهمی توجه کرده بود و آن این که قبل از تسلیم شدن و دست از کار کشیدن باید با متخصص به مشورت نشست.

« هرگز به گفته دیگران دست از کار نمی کشم »

داربی مدتها بعد ، جبران زیان خود را کرد . او به ثروتی بیش از اینها دست یافت و این زمانی بود که او به کشفی بزرگ نایل آمد. او فهمید که اشتیاق می تواند به طلا تبدیل شود . آقای داربی به کار فروش بیمه عمر مشغول شد.آقای داربی که می دانست به دلیل آنکه در 90 سانتیمتری طلا کارش را رها کرده و سود کلانی را از دست داده است با خود گفت « من در فاصله 90 سانتیمتری طلا متوقف شدم . اما از این به بعد ، وقتی به اشخاص رجوع می کنم و از آنها جواب « نه » می گیرم ، تسلیم نمی شوم ».داربی در شمار معدود کسانی قرار گرفت که سالانه بیش از یک میلیون دلار بیمه عمر می فروشند . او پیروزی خود را مدیون شکستی میداند که در کار استخراج از معدن طلا متحمل شد. او می داند که قبل از موفقیت باید شکستهای موقتی را پذیرفت . وقتی سایه های شکست از راه می رسند ، ساده ترین و به ظاهر منطقی ترین اقدام دست کشیدن از فعالیت است و این اقدامی است که اغلب می کنند . بیش از 500 نفر ، از موفق ترین افراد مملکت در مصاحبه با من گفته اند که بزرگترین موفقیت آنها یک قدم فراتر از جایی که شکست خورده بودند نصیبشان شده است . تو گویی شکست به عمد در یک قدمی موفقیت چهره می نماید.


منبع:

http://successgirl2012.blogfa.com/post/1

امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره در فاصلۀ 90 سانتیمتری طلا نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: در فاصلۀ 90 سانتیمتری طلا ، داربی ، داربی کیست ، ناپلئون هیل ، کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید ، بیمه عمر ، فروش بیمه عمر ، فروشنده بیمه عمر ، معدن طلا ، داستانهای کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید