فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید از طریق فرم تماس با ما اطلاع رسانی نمایید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درخشش کاذب

درخشش کاذب

ویرایش: 1394/10/8
نویسنده: chaampol
یک روز صبح، همراه با یک دوست آرژانتینی در صحرای موجاوه قدم می زدیم، که چیزی را دیدیم که در افق می درخشید، هرچند قصد داشتیم به یک دره برویم، مسیرمان را عوض کردیم تا ببینیم آن درخشش از چیست. تقریبا یک ساعت در زیر آفتابی که مدام گرم تر می شد، راه رفتیم و تنها هنگامی که به آن رسیدیم،فهمیدیم چیست. یک بطری آبجو خالی بود. شاید از چند سال پیش در آنجا افتاده بود. غبار صحرایی در درون اش متبلور شده بود. از آنجا که صحرا بسیار گرم تر از یک ساعت قبل شده بود، تصمیم گرفتیم دیگر به سمت دره نرویم. به هنگام بازگشت فکر کردم :چند بار به خاطر درخشش کاذب راهی دیگر از پیمودن راه خود باز مانده ایم؟
اما باز فکر کردم: اگر به سمت آن بطری نمی رفتیم،چه طور می فهمیدیم فقط درخششی کاذب است؟


منبع: کانال تلگرام پستچی
امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره درخشش کاذب نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: درخشش کاذب ، هدف ، موانع رسیدن به هدف ، جذابیت ، جذاب ، تغییر مسیر ، استمرار رسیدن به هدف ، یک دوست آرژانتینی