فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید اینجا کلیک کنید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تنها عشق زندگیم-قسمت اول

تنها عشق زندگیم-قسمت اول

ویرایش: 1395/9/5
نویسنده: chaampol


♦️«! اولین روز دانشگاهه!دانشگاه تهران!یه آرزو »
جلوي در اصلی دانشگاه وایستادم!ترسیدم!جرات نمی کنم برم تو!جلوي در دانشگاه واستادم و به سر در قشنگش نگاه می
!کنم
!همیشه آرزوي یه همچین روزي رو داشتم
!حاال اون روز شده اما من می ترسم
:یه لحظه چشمامو بستم و به خودم گفتم
تو دریا هستی!پر اراده و شجاع!با پشتکار زیاد!آروم اما سخت کوش!وقتی هم که عصبانی!دیگه چیزي جلودارش نیست!پس برو تو!و رفتم تو
تا از در دانشگاه وارد شدم،چند تا سال آخري جلوي در وایستاده بودن.نمی دونستم باید کجا برم.
رفتم جلوتر و از یکی از اون پسرا پرسیدم
ببخشید آقا،من سال اولی م،می شه بفرمایین من کجا باید برم؟

تا اینو گفتم،اونم معطل نکرد و گفت :
!قربون من
یه دفعه همشون زدن زیر خنده !مونده بودم چی جوابشو بدم ! »
بغض گلومو گرفته بود.چیزي نمونده بود بزنم زیر گریه ،اما جلو خودم رو گرفتم و محکم
واستادم و بهشون نگاه کردم که یکیشون با خنده گفت که این فقط یه شوخی بوده و همگی با من راه افتادن و با خنده و شوخی،منو رسوندن جلو دانشکده ام
!شروعش برام خیلی جالب بود.یه شروع خاطره انگیز!دانشگاه تهران!سال ٤٤! یه آرزو
اولین کسی که یادمه باهاش آشنا شدم ژاله بود.یه دختر درس خون و زرنگ مثل خودم.داشتم این ور و اونور نگاه می کردم که از پشت بهم گفت
!میدونم چه احساسی داري
« برگشتم ظرفش »
سلام اسم من ژاله
.سلام،اسم منم دریاس
!چه اسم قشنگی،مثل خودت میمونه


منبع: کانال تلگرام پستچی
امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره تنها عشق زندگیم-قسمت اول نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: پستچی ، کانال تلگرام پستچی ، تنها عشق زندگیم ، داستان ، رمان ، داستان کوتاه ، داستان عشقی ، رمان عشقی ، قسمت اول