فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید از طریق فرم تماس با ما اطلاع رسانی نمایید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تنها عشق زندگیم-قسمت بیستم

تنها عشق زندگیم-قسمت بیستم

ویرایش: 1395/9/19
نویسنده: chaampol
دوباره برگشت طرف من و گفت
ممنون که کمکم کردین
فقط تونستم سرم رو براش تکون بدم.انگار دیگه زبونم کار نمی کرد ژاله یه نگاهی به من کرد و انگار متوجه حالم شد
که دوباره گفت
چند روز دانشگاه نیومدین
شونه هاشو انداخت بالا
منزلتون همین نزدیکی هاست؟
نه
خیلی دوره؟
یه کمی
شمام تو غذاخوري بودین که شلوغ شد؟
نه
پس چی؟
چی پس چی؟
یعنی کجا بودین؟
یه لبخند به هر دومون زد و گفت
بیرون بودم
ژاله برگشت منو نگاه کرد.فهمیدم دیگه حرفی واسه گفتن نداره.باید اون لحظه خودم یه چیزي می گفتم، اما خیلی برام
سخت بود که حرف بزنم مخصوصا اینکه باید موقع حرف زدن نگاهش می کردم
یه جوري شده بودم که انگار هر چی تو مغزم بود پاك شده بود
بالاخره به هر جون کندنی بود گفتم
نمیاین بریم کلاس؟
امروز دیگه کلاس تشکیل نمی شه
جزوه ها تونو نوشتین؟
نه
حالا دیگه یه چیزي داشتم که در موردش باهاش صحبت کنم
چرا ننوشتین؟
اخه نبودم
کجا؟
دانشگاه
چرا؟
دوباره شونه هاشو انداخت بالا .متوجه شدم که این جواب رو بار دیگه م به ژاله داد
مریض بودین؟
نه
بالاخره می خواین چی کار کنین؟
چی رو؟
جزوه ها رو
آهان
می خواین بدم بهتون بنویسین
دوباره شونه هاشو انداخت بالا
فردا براتون میارمشون
یه نگاهی به من کرد و گفت
دریا
دوباره صورتم گر گرفت
ادامه دارد....


منبع: کانال تلگرام پستچی
امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره تنها عشق زندگیم-قسمت بیستم نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: پستچی ، کانال تلگرام پستچی ، تنها عشق زندگیم ، داستان ، رمان ، داستان کوتاه ، داستان عشقی ، رمان عشقی ، قسمت بیستم