فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید از طریق فرم تماس با ما اطلاع رسانی نمایید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تنها عشق زندگیم-قسمت سی و دوم

تنها عشق زندگیم-قسمت سی و دوم

ویرایش: 1395/9/19
نویسنده: chaampol
برگشتم طرف صدا که دیدم فریبرز پشتم واستاده جا خوردم
کی اومدین دانشگاه؟
همون موقع که شما بالا سر اون آقا بودین
دکتر مظاهر ؟
همه تو دانشگاه می گن که اگه شما یه خرده دیرتر رسیده بودین یا فرصت رو بهش نمی دادین احتمال داشت که اتفاق
!بدي براش بیفته
چرا ساعت اول ، کالس دکتر مظاهر نیومدین؟ -
.می گن خطر ازش رد شده -
!براتون جزوه ها رو آوردم.انگار دکتر مظاهر شانس آورده که دختر خانمی مثل شما به موقع به دادش رسیده -
برم براتون بیارم شون؟ -
« فقط نگاهم کرد.تازه متوجه شدم که اصال نفهمیدم داره در مورد چی حرؾ می زنه!با خجالت بهش گفتم »
.معذرت می خوام ،حواسم جمع نیس -
یه آن متوجه شدم داره به ابروهام نگاه می کنه!زود صورتم رو برگردوندم یه طرؾ دیگه و وانمود کردم که دارم دنبال »
« ژاله اینا می گردم که گفت
روزایی که تا بعد از ظهر دانشکده هستین ناهار رو چی کار می کنین؟
.می ریم ؼذاخوري دانشگاه -
تنها می رین؟ -
.نه ، با دوستام می رم -
تازه متوجه شدم عجب جوابی دادم !شاید اینطوري می خواست بهم بفهمونه که دلش »
« می خواد ناهار رو با من بخوره!زود گفتم
.البته بعضی وقتا -
یه آن تو چشمام نگاه کرد و گفت
ادامه دارد...


منبع: کانال تلگرام پستچی
امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره تنها عشق زندگیم-قسمت سی و دوم نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: پستچی ، کانال تلگرام پستچی ، تنها عشق زندگیم ، داستان ، رمان ، داستان کوتاه ، داستان عشقی ، رمان عشقی ، قسمت سی و دوم