فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید از طریق فرم تماس با ما اطلاع رسانی نمایید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تو | غر | بزن ، من آرومم عزیزم !

تو | غر | بزن ، من آرومم عزیزم !

ویرایش: 1395/10/15
نویسنده: chaampol




دو فنجان قهوه سفارش دادیم. درددل هایش را که کرد و غرهایش را زد، شاخ و شانه هایش را که برای زمین و آسمان کشید و از خدا حسابی گله کرد، به صورتم نگاه کرد، لبخندم را که دید گفت:« تو آدم خوش بینی هستی.»

یک قاشق سرپُر شکر ریختم توی فنجانم و گفتم :« نیمه ی خالی لیوان برای این است که شکر بریزیم توی قهوه ی تلخمان. »

نظرم را گفتم ! فقط، همین ... 🌺

|مریم سمیع زادگان |


منبع: کانال تلگرام چهل سالگی - قاسم حلاجیان
امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره تو | غر | بزن ، من آرومم عزیزم ! نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: فنجان ، قهوه ، سفارش ، درددل ، غر ، شاخ ، شانه ، قاشق ، شکر ، گله ، مریم سمیع زادگان