فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید اینجا کلیک کنید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تنها عشق زندگیم-قسمت آخر

تنها عشق زندگیم-قسمت آخر

ویرایش: 1395/10/20
نویسنده: chaampol



🔻بهت بدم! اما این فرصت رو باید تنهایی ازش استفاده کنی! می فهمی؟
سرش رو انداخت پائین و آروم تکون داد. دوباره هر دو ساکت شدیم. یه سیگار دیگه روشن کرد. وقتی کاملا آروم شد، بهش گفتم
حالا یه چیزي می خوام ازت بپرسم! شاید سالیان ساله که این سوال برام مطرح بوده اما نخواستم ازت بپرسم -
!بگو
!هیچ تناسبی بین اسم تو و اسم خواهرت نیس! چرا؟
« با تعجب نگاهم کرد و گفت »
سالها همینو تو دل خودت نگه داشتی؟ یه چیز به این سادگی رو؟
می ترسیدم چیزي باشه که به غرورت لطمه بزنه! ملاحظه تو کردم
« یه خرده فکر کرد و گفت »
کاشکی فرصتی بود که ترو دوباره می شناختم
جوابمو ندادي
پدرم همیشه می خواست که پسرش یه پهلوون باشه! کسی که بتونه بهش افتخار کنه و سرش رو پیش مردم بالا ببره!
یه پهلوان ُ یکی مثل فریبرز تو شاهنامه! براي همینم اسم منو از تو شاهنامه پیدا کرد و فریبرز گذاشت! یه مرد دلاور دلیر و
فقط نگاهش کردم! یه دفعه خودشم متوجه شد و سکوت کرد! بعدش
که نشد! که همه ش بر عکس شد! کاشکی تو خونه مون شاهنامه نداشتیم که حداقل آبروي این پهلوون نره
اینو گفت و سرش رو انداخت پایین و برگشت و رفت یکی دو دقیقه همونجا واستادم و رفتنش رو تماشا کردم! بغض گلوم رو گرفته بود
تند رفتم سوار ماشین شدم و به احمد آقا گفتم که حرکت کنه. احمد آقا نشست پشت ماشین و حرکت کرد. به همون جهت که
فریبرز رفته بود
وقتی داشتم از کنارش رد می شدم دیدم که دستاشو کرده تو جیب ش و بی هدف داره آروم قدم می زنه و با پاهاش برگ
هایی رو که تو پیاده رو روي زمین افتاده می زنه این ور و اون ور!درست مثل قدیم!اگه یکی نگاهش می کرد این احساس بهش دست می داد که براي این آدم فرقی نمی کنه که الان به سمت راست بره یا چپ
بی هدف ، گنگ و مبهم!مثل پسري که مادرش براي کاري رفته و بهش گفته همینجاها بازي کن تا من برگردم

پایان


منبع: کانال تلگرام پستچی
امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره تنها عشق زندگیم-قسمت آخر نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: داستان دنباله دار ، داستان سریالی ، رمان پیوسته ، پستچی ، کانال تلگرام پستچی ، تنها عشق زندگیم ، داستان ، رمان ، داستان کوتاه ، داستان عشقی ، رمان عشقی ، قسمت آخر