فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید از طریق فرم تماس با ما اطلاع رسانی نمایید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دوستت دارم

دوستت دارم

ویرایش: 1395/10/25
نویسنده: chaampol
مثلا درِ کافه که باز میشه، تو باشی
که بیای و بشینی صندلی روبرویی من
و با لبخند بگی، ببخشید مثه بار اول بی اجازه اومدم تو خلوتت.
مثلا منم بُهت زده بگم تو کجا، اینجا کجا؟ بعد این همه زمان، تو کجا، من کجا؟
مثلا نگاهتو ازم برداری و صورتتو کج‌ بگیری و بگی ناراحتی برم؟
بگم ناراحت بودم که، رفته بودی.
مثلا چایی منو برداری، بچشی و سر بکشی و بگی سرد شده که،
بگم اره مثل تو،
بگی از دهن افتاده بود، بگم اره، مثل من.
مثلا بعدش تو فقط حرف بزنی و منم مثل بار اول،
ساکت فقط نگات کنم، پاتو بندازی رو همو‌ بگی اتفاقی نیست که اومدی اینجا و اتفاقا دنبال من بودی؛
اینکه میدونستی من از همه ی شهر، فقط کافه هاشو دوست دارم و میدونستی که میشه توی همین کافه ها پیدام کنی.
مثلا بگم چقدر انتظارتو کشیدم،
بگم چقدر دلتنگت بودم،
بگم که از تنهایی کافه رفتن خسته و از تنهایی، کلافه شدم.
مثلا بگی دوستت دارم، بگی که اومدی باشی.
مثلا دیگه وقتی دارم با تو حرف میزنم،
کافه چی نیاد بگه: |عذر میخوام، اگه شما تنهایین و منتظر کسی نیستین، لطف میکنین اجازه بدین این خانم و اقا که دو نفرن اینجا بشینن و اگه زحمتی نیست شما روی‌ تک صندلی های جلوی پیشخوان بشینید.|
مثلا منم قبول نکنم و نگم که البته، اشکالی نداره
بگم که نه، من تنها نیستم، منتظر کسی هستم؛ دیر کرده ولی میاد.



منبع: علی اصغر وطن تبار
امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره دوستت دارم نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: دوستت دارم ، کافه ، صندلی ، اجازه ، ناراحت ، چایی ، کج‌ ، عذر ، اشکال