فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید از طریق فرم تماس با ما اطلاع رسانی نمایید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

عذاب وجدان

عذاب وجدان

ویرایش: 1395/10/30
نویسنده: chaampol
تا حالا شده يه گلدون خيلي خيلي خوشگل توو گل فروشي ببينيد و بي دليل ازش خوشتون بياد. ناخود آگاه بريد تو مغازه و با اون گلدون بياييد بيرون؟ روز اول يه حس خيلي خوب داريد. همش به گل هاي خوشگل اون گلدون فكر ميكنيد و اينكه چه فكر خوبي كرديد. يه كم كه ميگذره گلهاش پلاسيده ميشه شمام كم كم يادتون ميره بهش آب بديد بهش توجه كنيد بذاريدش جلوي آفتاب و ... اين كار باعث ميشه اون گل هر روز ضعيف و ضعيف تر بشه تا جايي كه شما ديگه دوستش نداشته باشيد ديگه قيدشو بزنيد و حتي ديگه بهش آب هم نديد. يه روز كه اتفاقي از كنارش رد ميشيد ميبينيد گياه زيباي شاداب دوست داشتنيتون كمرش شكسته و شمام اونو ميندازيد توو سطل آشغال كه با ديدنش عذاب وجدان نگيريد. حالا رابطه هاي امروزي هم حكايت همين گلدونه. يه نفر رو مياريم تو زندگيمون اولش خوشحاليم بعدش بهش بي توجهي ميكنيم بهش اهميت نميديم ديگه مثل روز اول قدرشو نميدونيم و اون تغيير ميكنه واسه موندنش نميجنگيم پاش واي نمي ايستيم و خوب اونم مسلما كمرش ميشكنه. ماهم واسه اينكه عذاب وجدان نگيريم از ديدن اون آدم با همون حال و اوضاع رهاش ميكنيم بين يه عالمه آدماي جور واجور. اون آدم بعد شما زنده ميمونه ولي ديگه زندگي نميكنه.



منبع: کافه پاراگراف - مينا نسيمى
امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره عذاب وجدان نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: عذاب وجدان ، کافه پاراگراف ، مينا نسيمى ، کافه ، پاراگراف ، مينا ، نسيمى ، گلدون خيلي خيلي خوشگل