فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید از طریق فرم تماس با ما اطلاع رسانی نمایید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بعد از ازدواجمان

بعد از ازدواجمان

ویرایش: 1395/11/19
نویسنده: chaampol
بعد از عقد رفتیم برای شام
شام ما دوتا را توی یک اتاق تزئین شده گانه گذاشته بودند!
چند نفری آمدند و برایمان آرزوی خوشبختی کردند و رفتند,
تنها که شدیم..
به چشمانش نگاه کردم,
چشمان سیاه و ابروان کشیده ای داشت!
به دقت تمام اجزای صورتش را نگاه کردم!
جزئیات صورتش زیبا بود...
او هم با دقت فراوانی ,
مثل اینکه بخواهد ببیند چیزی که خریده سالم است یا ایراد و خراش دارد به من خیره بود!!
به تمام اجزای صورتم...
لبخند ملیحی زدم.
لب های بهم چسبیده اش را باز کرد و لبخندم را با لبخند پاسخ داد..!
زمانش بود یکی مان چیزی بگوید,
اما هیچ حرفی برای گفتن نمی یافتیم!
او هم در درونش چیزی را جست و جو میکرد که در آن لحظه باید زده میشد,اما چیزی نبود!
نمیتوانست بگوید بالاخره مال من شدی ,چون ما به سادگی چند روز پس از مراسم خواستگاری به عقد هم در آمده بودیم تا قبل از آن غریبه ای بیش نبودیم!
نتوانستم بگویم بالاخره به تو رسیدم,چون بالاخره ای وجود نداشت!
نتوانست بگوید دوستت دارم...
نتوانستم بگویم عاشقتم...
زیرا هنوز عشقی شکل نگرفته بود و قرار بود بعد از ازدواج کم کم شروع شود!!
انگشتان سردم را روی دست های مردانه اش کشیدم... اما موهای تنم سیخ نشد,اوهم هیچ تغییری نکرد و چشمان سیاهش از ذوق گرد نشد...!
ترسیدم,
مانند کسی که در جایی کاملا تاریک گرفتار شده باشد و وقتی بخواهد تنها چراغ موجود را روشن کند ببیند چراغ کار نمیکند... هر چه کلید برق را بزند چراغ روشن نشود...
ما داشتیم تمام تلاشمان را میکردیم در آن لحظه جرقه ی لعنتیه عشق بینمان روشن شود...
اما نمیدانستیم چه موقع ؟
شاید حتی سالها بعد!
ما هر دو...
منتظر شروع عشقی بودیم که نمیدانستیم در کدام روز از |بعد از ازدواجمان| قرار بود بوجود بیاید.....




منبع: کافه پاراگراف - معصومه مه آبادپور
امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره بعد از ازدواجمان نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: بعد از ازدواج ، بعد از عقد ، آرزوی خوشبختی ، چشمان سیاه ، ابروان کشیده ، عاشقتم ، جزئیات صورت زیبا