فارس ادز

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

 یه داستان صوتی خاص 

(با خوانش خود نویسنده)

از اون داستانها که کلی ذهن تون رو درگیر میکنه
و روزها بهش فکر خواهید کرد

اگر علاقه مند به دریافت رایگان بخشی از داستان هستید اینجا کلیک کنید. 

داستان دنباله دار شش یخدانها - مریم برزویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درسته ساده ام اما مریمم... فصل دوم قسمت هشتاد و پنجم

درسته ساده ام اما مریمم... فصل دوم قسمت هشتاد و پنجم

ویرایش: 1395/11/22
نویسنده: chaampol

با اومدن پدرام نقشه رو به روی میز پرت کردم و گفتم:
-اومدی؟بیا داش سیا کارت داره!!!
سیاوش ابرویی بالا انداخت تا بگه||خودتی!!!||
پدرام به سمت فلاسک رفت و گفت:
-بزار عرقم خوش بشه بعد...از مریم چه خبر؟؟؟کی میاد؟
سیاوش دستش رو به زیر چونه اش گذاشت و گفت:
-از اقا معین بپرس...سخنگوی مریم خانم فعلا ایشونن!!!
از حرف سیاوش قهقهه ای زدم و گفتم:
-خبری ندارم...
پدرام چای رو مزه مزه کرد و گفت:
-مزه خاک میده...خدایی مریم نباشه اینجا مفت نمی ارزه...من موندم دختر به این ساکتی چرا نبودش انقدر حس میشه!!!
تو دلم گفتم||قـــــــــــــــــــــــــــــــربون دهنـــــــــــــــــــــــــــت ،حرف دلم رو زدی!!!||
سیاوش تلفن رو برداشت و رو به من گفت:
-شمارش رو بده!!!
واسه اینکه سوژه دستشون ندم گوشیم رو در اوردم و گفتم:
-صبر کن!!!
سیاوش ابرویی بالا انداخت و گفت:
-اهان ...یادم نبود شمارش رو حفظ نیستی!!!
تو دلم از زرنگیش خندیدم و گفتم:
بگیر...||_ _ _ _0936273||


((سیاوش))
مریم با صدای خواب الود جواب داد و گفت:
-شما؟؟؟
به معین لبخندی زدم و گفتم:
-ساعت نزدیکه دوازده است...خواب بودی؟
مریم با صدای متعجبی گفت:
-اقای شریف شمایید؟ببخشید...بله خواب بودم!!!
رو کاغذهای جلو دستم شکلهای بی سر و تهی کشیدم و گفتم:
-مادرت بهتره؟‌کی برمیگردی؟
مریم از اون ور خط به مادرش حرف زد و به من گفت:
-بله ،خیلی بهتره...اگه اشکال نداره از شنبه میام!!!
به تقویم نگاه کردم و تو دلم گفتم||امروز چهارشنبه است...پنجشنبه...جمعه ...شنبه...اوکی ||
به معین نگاه کردم و با یک لبخند کمرنگ به مریم گفتم:
-باشه از شنبه بیا...در ضمن اقای سزاوار سلام میرسونه...
پدرام سریع به معین نگاه کرد و گفت:
-سلام منم برسون...
از سادگی پدرام لبخند کشداری زدم و گفتم:
-اقای امیری هم سلام میرسونه!!!
مریم تشکری کرد و گفت:
-ممنونم...شما هم سلام برسونید...انشاا... شنبه میبنمتون...

به مریم نگاه کردم و گفتم:
-چه عجب بلاخره اومدی!!!
مریم سر به زیر شد و گفت:
-شرمنده ام...خب نمیشد تنهاش بزارم...الانم به خانم صاحبخونه سپردم مرتبا بهش سر بزنه...
با جدیت گفتم:
-خطر اصلی از سرش گذشته...ناراحت نباش... بیا که کلی کار عقب افتاده داری...
مریم سریع پشت میزش نشست و گفت:
-حدس میزدم ،من اماده ام!!!
به ابدارخونه اشاره کردم و گفتم :
-اول چای دم کن ،مردیم از بس چای کیسه ای با طعم خاک خوردیم!!!
مریم چشمی گفت و به سمت ابدارخونه رفت...
تو دلم گفتم||صدای قدمهای ارومت به این شرکت جون میده...به قول پدرام این شرکت بی تو مفت نمی ارزه!!!||


مریم اهنگ ارومی رو پلی کرد و گفت‌:
-اقای شریف اشکال نداره اهنگ گوش بدم؟
به چشمهای پرسشگرش خیره شدم و گفتم:
-نه...حالا چی گوش میدی؟
مریم لبخندی زد و گفت:
-من که اسمهاشون رو بلد نیستم...ولی هر کدوم که به دلم بشینه گوش میدم...
ابرویی بالا انداختم و گفتم:
-چه جالب!!!
ساکت شدم تا ببینم خانم کوچولو سلیقه اش چطوریه...
انقدر تو کارش غرق شده بود که متوجه من نبود...صدای اهنگش خیلی پایین بود...گوشهام رو تیز کردم تا ببینم حدسم درسته یا نه...با شنیدن اهنگ سی سالگی یاد فرگل افتادم...اون عاشق صدای احسان خواجه امیری بود...به سمت پنجره چرخیدم و گفتم:
-زیادش کن...
تو دلم گفتم||مریم زیادش کن که دلم خیلی تنگه...تنگه مامانم....تنگ خونمون...تنگ اون روزهایی که منتظر یک فرصت بودم تا با تو کل کل کنم!!!||
سریع به سمت مریم چرخیدم و گفتم:
-پرسپولیستونم که باخت!!!
مریم اخم کرد و گفت:
-ما به داوری باختیم ...
از اینکه عین سابق پیگیره، لبخند بدجنسانه ای زدم و گفتم:
-این هفته با داوری باختید،بازی دو هفته پیش چی؟
مریم ابرویی بالا انداخت و گفت:
-یک جوری از باختهای ما حرف میزنید که هر کی ندونه فکر میکنه شما صدر جدولید و ما زیر شماییم!!!

ادامه دارد...


منبع: کانال تلگرام داستان کوتاه - به قلم: آرزو امانی
امتیاز دهی به مقاله



نظرات   (0 نظر)
مرتب سازی بر اساس:

 
ثبت نظر:
شما می توانید درباره درسته ساده ام اما مریمم... فصل دوم قسمت هشتاد و پنجم نظر دهید یا سوال بپرسید:
نام و نام خانوادگی:
کلمات کلیدی: کانال تلگرام داستان کوتاه ، آرزو امانی ، کانال تلگرام ، داستان کوتاه ، درسته ساده ام اما مریمم ، داستان دنباله دار ، داستان سریالی ، رمان پیوسته ، رمان ، داستان عشقی ، رمان عشقی